سارا و ثنا جانسارا و ثنا جان، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 12 روز سن داره
محمدسبحان جانمحمدسبحان جان، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 23 روز سن داره

♥دوقلوهای من سارا وثنا♥و داداش کوچولوشون محمدسبحان

سفرنامه تابستانه سارا و ثنا

1391/9/12 0:47
نویسنده : مامان مهدیه
827 بازدید
اشتراک گذاری

عزیزای دل مامانی میخوام از تاخیر چند روزم براتون بگم. آخرای تابستون اومدیم شهرستان خونه ی آناجون تا آخرهمین هفته اینجاییم بعدش بابایی میاد دنبالمون بریم تهران خونمون اینجا خیلی بهتون خوش میگذره آخه آب و هوای اینجا حسابی بهتون میسازه اینومیشه ازقیافتون فهمید راستشوبخواین به مامانیم خیلی خوش میگذره تا حدی که دلم نمیاد به وبلاگتون سربزنمو مطالب جدید بزارم ولی قول میدم رفتیم خونمون جبران کنم.

واما چندتا عکس از شما دو وروجک...

از لباسایی که پوشیدید میشه هوای اینجا روحدس زد ولی نگران نباشید مامانی حواسش هست که خدای نکرده سرما نخورید آخه شما نفسهای مامانید.

عاشقققققققققتونم.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

عمه مریم
3 مهر 91 13:48
سلام. الهی عمه فداتون شه نخودای من چه قده ناززززززز شدین معلومه که آب و هوا بهتون ساخته خوب کیف می کنین هااااااااااا.تویه هفته چقدر فرق کردید.کاش می شد محمد رضامو میاوردم اونجا وزن بگیره اگه می شد خوب بود اما حیففففف. اما عیبی نداره شما بمونین وزن بگیرین تپل مپل شین بعد با محمدرضا میام خواستگاری هرکدوم بیشتر وزن گرفت اون برنده اس. قبول؟!!! جیگرتونو برم الهی هر دوتون نازین آخه من هردوتونو می خوام کاش یکی دیگه هم داشتم جفتتونو می گرفتم. البته اگه مامان و باباتون نگه به کس کسونش نمی دم اما بی خود من که همه کس نیستم عمه تونم دیگه خب حق آب و گل دارم مگه نه ؟ تازه اگه شلوار مامانت گم نشده بود و من واسش پیدا نمی کردم که الان بابایی و مامانی به هم نمی رسیدن. آخ آخ آخ امون از دسته اون شلوار که بی موقع گم شد ولی خوب شد که گم شد چون الان شما رو داریم کاش که شلوار یکی از شماها هم گم بشه و مال من شید.الهی آمین بوس بوس بوس
مادر شوهر
3 مهر 91 23:51
آخ الهی قربونتون برم دل بچم ضعف کرد از مانیتور یه بوس کوچولو کرد بیاین دیگه. بچم تا همین الان که ساعت 12 شبه به عشق شما بیداره و داره نیگاتون می کنه.
مامان و نی نی ها
4 مهر 91 11:55
سلام چه دخملای نازی اخی خوشحال میشم منو هم راهنمایی کنید اخه منم دوتا دخمل تو راه دارم الان هفته 31 بارداریم هستم ولی خیلی میترسم از به دنیا اومدنشون
عمه وجیهه
4 مهر 91 22:19
سلام.جیگرتونو بخورمممممممممم خودم.عشقای عمه چقدر ناز و توپول شدن ماشالله.آخجون 2-3 روز دیگه میبینمتون عزیزای عمه.بوووووووووووووووووس
سودابه
10 مهر 91 1:18
وای خدا این قلمبه هارو ببین.ای جونم .عزیزم
خوبه نوه دوم هم تو راه و من اینطور با دیدن بچه ها ضعف میزنم
هی مهدیه جون اسپند فراموش نشه


حتما عزیزم مرسی
عاطفه
19 مهر 91 19:58
وااای خدای من!!
ماشالا ماشالا،خدا این دوتا فرشته رو برا مامان باباش نگه داره.
واقعا دوقلو اند یا آینه گذاشتین؟؟؟
بوووووس بوووس بوووووس برای این دوتا نی نی جیگولی


مرسی عزیزم